|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 19:28 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 19:25 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:29 توسط فتاح و امیرحسین |
|
زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار هست ..... یاد تو تکرار هست ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 21:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 0:1 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
میخوام قلکم رو بشکنم با نصف پولش نازتو بخرم با نصف دیگش یک جعبه مداد رنگی بگیرم نازتو بکشم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:57 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
اگر خدا حافظی در راه است ، سلام نکن .
اگر کلید قلبی رو نداری ، قفلش نکن .
اگردستی را گرفتی، رهایش نکن .
اگر دفتری را بستی، بازش نکن .
اگر قلبی را شکستی ، نازش نکن . ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 17:22 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
صورت آینه لک خورده به دادش برسید
شیشه عشق ترک خورده به دادش برسید
سفره ی ساده ی ده نان و نمک داشت،ولی
او هم انگار کپک خورده به دادش برسید
فاجعه وسعت دنیا ی شما هاست،عجب!
دختری از دست برادر کتک خورده به دادش برسید
دختران دیگر بس که به خود رنگ زدند
از همه کس متلک خورده به دادش برسید
باز بر سادگی مردم ده خندیدید؟!
شهرتان نیز کلک خورده به دادش برسید
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
بناز اي گل كه نازت را خريدم
خريدم و آنچه مي بايست ديدم اگر كار همه گلها همين است
من از اين باغ پر گل نا اميدم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
عشق کلمه ای ست که بارها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود عشق صدایی ست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود عشق رنگی ست از هزاران رنگ اما بی رنگ است عشق نوایی ست پر شکوه اما جلالی ندارد عشق شروعی ست از تمام پایان ها اما بی پایان است عشق نسیمی ست از بهار اما خزان از آن می تراود عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه است عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
خوشبخت ترين پسر كسيست
كه اولين عشق يه دختر باشد
خوش بخت ترين دختر كسيست
كه آخرين عشق يك پسر باشد
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
گفته بودم که اگر بوسه دهم توبه کنم که دگر از این خطاها نکنم چون لبم برخاست از لبهای تو توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه دهم فروردین 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
یکی بدادم برسه نفس تو سینه آتیشه امون بدین گریه کنم شاید که بغضم خالی شه روز روز نامردا شده دلخوشی ها بر پا شده چشم های خیس و غم زده منتظره بلوا شده دلا چه بی معرفتن عشقام چه بی شهامتن دوست داشتن های منو تو اسیر دست عادتن گوشم کنید امروز روز نوشم کنید با درد وسوز گدای عاشقی شدی تا آخر عمرت بسوز ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
نميخوام بگم قدر دنيا دوست دارم چون دنيا يه روز تموم ميشه نميخوام بگم که مثل گلي چون گل هم يه روز پژمرده ميشه نميخوام بگم مثل آب ذلال و پاکی چون آب هميشه پاک نميمونه نميخوام بگم دوست دارم چون که من اصلا دوست ندارم بلکه من عاشقتم ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
در این دنیا نکردم من
فقط کردم به چشمانت نگاهی
اگر اینک نگاهی شد گناهی
مجازاتم بکن هر طور که خواهی ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
ناز کمتر کن که من اهل تمنا نیستم زنده با عشقم اسیر سود و سودا نیستم عاشق دیوانه ای بودم که بر دریا زدم رهرو گمگشته ای هستم که بینا نیستم اشک گرم وخلوت سرد مرا نادیده ای تا بدانی این قدر ها هم شکیبا نیستم بس که مشغولی به عیش ونوش هستی غافلی ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
به تو گفتم منو عاشق نکن دیوونه میشم منو از خونه آواره نکن بی خونه میشم خطر کردی نترسیدی ، منو دلداده کردی تو کردی هر چه با این ساکت افتاده کردی دیگه از کوچه من راه برگشتن نداری منم دوست و منم دشمن کسی جز من نداری نگفتم دل من بی اعتباره اگه عاشق بشه پروا نداره نمی فهمه خطر این مرغ بی دل قفس میشکنه میره تا ستاره به تو گفتم اگه مستم کنی مثل پرنده دیگه از من نپرس مستی عاشق چون و چنده چنان دلسوخته میزنم به اسمت زیر آواز که آوازه ی من راه فرارت رو ببنده
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه.
واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري
و اشک ميريزي برات اشک ميريزه...
براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه...
عاشقه کسي باش که دوستت بداره ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی ولی با خفت وخاری پی شبنم نمی گردم بلا گردان آن رندم که با زخم دوصد خنجر به پیش هر کس و نا کس پی مرهم نمی گردم در این دنیای وا نفسا که لبریز است ز دیوانه عجین سایه خویشم پی آدم نمی گردم ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت
از دست نده هميشه سعي كن
غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|
|
می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:0 توسط فتاح و امیرحسین |
|